عبد الهادي بن محمد بن محمود بن ابراهيم مراغى
45
منافع حيوان ( فارسى )
شعر ( ) « 1 » هرچند اين ضعيف مرتبهء آن ندارد كه به حضرت جهانپناه سليمان رفعت بضاعت مزجات خويش عرض كند [ 3 پ ] به وسع و طاقت اين ضعيف ترجمه كرده آمد ، و از مواضع چند حكايات و خواصّ حيوانات كه مناسب اين كتاب بود منضم كرده شد . اميد به كرم بارى عزّاسمه آن است كه در بارگاه كيوان رفعت او كه درياى علم و حكمت است و منبع فضل و دانش پسنديده آيد ، بمنّه و جوده ، و بر چهار مقاله نهاده شد : مقالهء اوّل در خواصّ و منافع مردم ؛ مقالهء دوم اندر طباع و خواص چهارپايان و وحوش و بهايم ؛ مقالهء سيم اندر مرغان بزرگ و كوچك ؛ مقالهء چهارم اندر هوام و حشرات زمينى و آبى . آفريننده در سرشت هر جانورى چنان آفريدست كه منفعت و دفع و مضّرت در طبع هر يك پديد است ؛ و هريك به نوعى [ 4 ر ] ديگر خواهند كه بهى سوى خويش آرند ، و بدى و بتّرى بازدارند ؛ و آن در سرشت هر جانور است ، اگرچه ساز و وضع هريك به وجهى ديگر است ، بنياد يكى است امّا دگرگون نهاد . بعضى به غلبه و زور باشند ، و بعضى به حيلت و فريب كار فرمايند . گروهى با دشمن چون شير برجوشند ، و گروهى چون خارپشت سلاح پوشند ، و گروهى چون كشف برگستوان كشند ، و گروهى چون آهو در گريختن كوشند ، و گروهى چون مار سير كنند ، و
--> ( 1 ) . شعر نانوشته مانده !